X
تبلیغات
(كلبه رويايی)
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391 | 16:13 | نویسنده : وحيد
 

افزایش تضمینی بازدید سایت و رتبه الکسا

این سایت جهت افزایش بازدید کننده سایت های شما طراحی شده و بهترین گزینه برای بالا بردن ترافیک و در نتیجه افزایش رتبه در الکسا و گوگل می باشد. نحوه ی کار سیستم کاملا کارگروهی میباشد.

توسط این سایت شما بازدیدکنندگان خود را به شکل کاملا رویایی و باورنکردنی افزایش خواهید داد که باعث افزایش رتبه و در نتیجه در هنگام جستجو سایت شما سریعتر به نمایش در خواهد آمد

به همین سادگی! شما قادر خواهید بود در دنیای مجازی یکه تاز باشید

دوستان عزیز برای افزایش بازدید سایت و وبلاگ خود در این سایت ثبت نام کرده و از امکانات بی نظیر این سایت بهره ببرید.

برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام در سایت از لینک زیر استفاده کنید...

افزایش بازدید

 


برچسب‌ها: افزایش بازدید, افزایش رتبه الکسا, افزایش بازدید وبلاگ, رتبه گوگل, رنکستان

تاريخ : چهارشنبه سی ام مرداد 1392 | 17:32 | نویسنده : وحيد

امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیومد

یا باید خانه مان را عوض کنم

یا پستچی را !

تو که هر روز برایم نامه می نویسی ، مگه نه . . . ؟



تاريخ : چهارشنبه سی ام مرداد 1392 | 17:22 | نویسنده : وحيد

نمیدانم...   چرا با آنکه میدانم...

از آن من نخواهی بود... ولی با تار و پود جان... برایت خانه میسازم



تاريخ : شنبه بیست و ششم مرداد 1392 | 16:1 | نویسنده : وحيد

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم


برچسب‌ها: شعر, عاشقانه, رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 | 16:0 | نویسنده : وحيد

اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟

روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟

اجازه هست که هرنفس ترانه بارونت کنم؟

ماه وستاره روبازم فدای چشمونت کنم؟ 

اجازه هست که خنده هات قلبموازجابکنه؟

بهت بگم عاشقتم،دوست دارم یه عالمه

اجازه هست نگاهتو،توخاطرم قاب بکنم؟

چشمی که بدخواهمونه،به خاطرت خواب بکنم؟

اجازه فریادبزنم:توقلبمی تابه ابد؟

بدون اگه رسوابشم به خاطرت خوبه،نه بد!

اجازه هست دریاباشم،کویرروپیمونه کنم؟

توصدف دلم بشی،من تودلت خونه کنم؟

اجازه هست....؟؟


برچسب‌ها: شعر, عاشقانه, اجازه هست

تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 | 15:58 | نویسنده : وحيد

خداحافظ گل همواره در یادم!خداحافظ

            نگار خوش خط و خالم-پریزادم-خداحافظ

من و تو راهمان از هم جدا-تقدیرمان اینست

            تو چون شیرین و من از نسل فرهادم!خداحافظ

اگر چه حتم دارم که مرا از یاد خواهی برد

            ولی هرگز نخواهی رفت از یادم،خداحافظ

دگر بعد از تو ای خورشید تابستانی عمرم!

            ببارد برف دی در تیر و مردادم،خداحافظ

تو را با لحظه های سبز و شیرینت رها کردم

           و خود چون برگ پاییزی که افتادم،خداحافظ

و کاش آن لحظه را هرگز به چشمانم نمی دیدم

           نگاهت را-پس از آنکه ندا دادم:خداحافظ


برچسب‌ها: شعر, عاشقانه, خداحافظ

تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 | 15:49 | نویسنده : وحيد

آهنگ فوق العاده زیبای فرزاد مستوفی به نام  چقدر این لحظه ها سخته

پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید...

دانلود


برچسب‌ها: دانلود, فرزاد مستوفی, چقدر این لحظه ها سخته, آهنگ

تاريخ : چهارشنبه دوم مرداد 1392 | 1:26 | نویسنده : وحيد

خدایا توببین چطورشکستم        چرا این آدما اینقده پستن

خدایا توببین چقدر غریبم             ببین چطور منو دادن فریبم

خدایا توببین چطور له هم کرد           همونی که منو عاشق ترم کرد

 خدایا توببین چه کرده با من    همونی که می گفت دوستت دارم من

خدایا توببین چه دردی داره            وقتی مردنتم فرقی نداره

خدایا توببین دستامو پس زد            به جای پرزدن واسم قفس زد

خدایا توببین چه بی کسم من         برای زندگی بی نفسم من

خدایا توببین دارم میمیرم         بزار بیام پیشت آروم بگیرم

خدایا من دیگه نفس ندارم         بزار بیام پیشت قفس ندارم

خدایا این ترانمم تموم شد        نیومداون کسی که آرزوم شد


برچسب‌ها: شعر, عاشقانه

تاريخ : چهارشنبه دوم مرداد 1392 | 1:8 | نویسنده : وحيد
برام دعا کن عشق من،همین روزا بمیرم

آخه دارم از رفتنت، بدجوری گر میگیرم


دعا کنم که این نفس تموم شه تا سپیده

کسی نفهمه عاشقت چی تا سحر کشیده


این آخرین بار عزیز ، دستامو محکمتر بگیر

آخه تو که داری می ری، به من نگو بمون نمیر


داری میای یه باغ سبز ، درش به روت باز هنوز

من باغ سوختم نازنین، باشه برو با من نسوز


اگه یه روز برگشتی و گفتن فلانی مرده

بدون که زیر خاک سرد حس نگات رو برده


گریه نکن برای من قسمت ما همینه

دستام رو محکمتر بگیر لحظه ی  آخرین اینه


برچسب‌ها: شعر, عاشقانه

تاريخ : چهارشنبه دوم مرداد 1392 | 0:41 | نویسنده : وحيد
هی فلانی!

دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
 هرجا که دلت میخواهد برو…
 فقط آرزو میکنم
 وقتی دوباره هوای من به سرت زد، آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت، باز هم آرام نگیری…
 و اما من…
 بر نمیگردم که هیچ!
 عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،
 که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم بزنی!



تاريخ : چهارشنبه دوم مرداد 1392 | 0:38 | نویسنده : وحيد

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاد در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچه هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مساله و دوری عشق

و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست



برچسب‌ها: شعر, عاشقانه

تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 21:8 | نویسنده : وحيد

زندگی در گذر آینه ها جان دارد

با سفرهای پر از خاطره ایمان دارد

زندگی خواب لطیفیست که گل می بیند

اضطراب و هیجانیست که انسان دارد

زندگی کلبه ی دنجیست که در نقشه ی خود

دو سه تا پنجره رو به خیابان دارد

گاه با خنده عجین است و گهی با گریه

گاه خشک است و گهی شر شر باران دارد

زندگی مرد بزرگیست که در بستر مرگ

به شفابخشی یک معجزه ایمان دارد

زندگی حالت بارانی چشمان تو است

 

که در آن قوس و قزح های فراوان دارد

زندگی آن گل سرخیست که تو می بویی

یک سرآغاز قشنگیست که پایان دارد


برچسب‌ها: شعر, اشعار زیبا

تاريخ : سه شنبه یازدهم تیر 1392 | 21:3 | نویسنده : وحيد

نشستم درفراقت گریه كردم
زعشقت بی نهایت گریه كردم
تمام روز در فكر تو بودم
تمام شب برایت گریه كردم
میان كوچه های درد و غربت
چو دیدم رد پایت گریه كردم
مبار ای آسمان دیگر تو امشب
كه من دیشب به جایت گریه كردم

 


برچسب‌ها: شعر, عاشقانه

تاريخ : سه شنبه یازدهم تیر 1392 | 21:0 | نویسنده : وحيد

باز باران....!
باز باران
باز باران
بی ترانه
بی صدای ِعاشقانه
می خورد بر بام ِ خانه
قطره قطره ... دانه دانه
باز هم بال پرستو، خیس ِ آب ِ ناودانه
باز هم یك تنگ خالی، ماهی ِ تشنه لبانه
باز، سفره خالی است از، بوی ِعطر ِ رازیانه
حسرت ِ نان ِبرشته، دستهای ِكودكانه
باز رفتن بی بهانه ، بی دلیلی شاعرانه
بستن ِ بار ِ مسافر، یك سفر تا بی نشانه
باز هم قلبی شكسته، اشكهایی بس روانه
خم شدن زیر عذاب ِ یك گناه ِ معصومانه
باز یك عشق دروغین، بوسه های ِ ظاهرانه
باز هم تنهای ِتنها، دختر ِ پاك ِزمانه
باز یك شوق ِ لبالب، شوق ِ مرگی جاودانه
باز مرگی بی بهانه
باز باران...بی ترانه

 


برچسب‌ها: شعر, عاشقانه

تاريخ : پنجشنبه سی ام خرداد 1392 | 15:40 | نویسنده : وحيد
پاره تنم ب تن دیگری رفتی؟عادتم راکه میدانی چندشم میشودلباسی ک برتن دیگری بوده بپوشم

**************************************************
کور باش بانو..!
نگاه ک میکنی می گویند: نخ داد…
عبوس باش بانو..!
لبخند ک میزنی می گویند: پا داد…
لال باش بانو..!
حرف ک میزنی می گویند: جلوه فروخت…
شاید دست از سرمان بردارند.!
شاید….

*************************************************

بقیه جملات در ادامه مطلب...



برچسب‌ها: جملات زیبا, عاشقانه

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 | 15:37 | نویسنده : وحيد
سرمیزارم بیابون….
چاره چیست؟
وقتی تونیستی…. وشانه ات نیست…

*******************************************
چـه فـایده دارهــ عشــق…
وقـــتی عـاشق باشی وندونه.!!
چــه فایـده، وقتـی واسه دیدنش نفس
نـفــس بــ زنی،واون توو بغل یکی دیگه نفس کم میاره!..

*******************************************

بقیه جملات در ادامه مطلب...



برچسب‌ها: جملات زیبا, عاشقانه, غمگین

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 | 15:35 | نویسنده : وحيد
چقدسخته مجبوربشی دست سردت روتودست یکی دیگه بزاری،
که بهش هیچ حسی نداری…
تافقط به یاربی معرفتت ثابت کنی،
که منم میتونم

*******************************************

گاهی وقتی کسی از زندگیتان می رود دارد به شما لطف می کند ؛ او فضایی خالی به جا میگذارد برای کسی که

لیـــــــاقــــــت آنجا بودن را داشته باشد …

*******************************************

بقیه جملات در ادامه مطلب...



برچسب‌ها: جملات زیبا, غمگین, عاشقانه

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 | 20:7 | نویسنده : وحيد

 

هـرگز تـو هـم مـانـنـد مـــن آزار دیــدی؟
یار خودت را از خــودت بـیـزار دیــدی؟

آیــا تـو هـم هر پــرده ای را تا گشودی
از چــار چـوب پـنـجـره دیــوار دیــدی؟

اصـلا بـبـیـنـم تـا بـه حـالا صـخــره بودی؟
از زیـــر امــــواج آســـمـان را تــار دیدی؟

نـام کـسی را در قـنـوتت گـــریـه کـردی؟
از «آتـنـا» گـفـتن «عــذابَ النـّار» دیدی؟

در پـشـت دیـوار ِحیاطی شعـر خوانـدی؟
دل کـنـدن از یــک خــانه را دشـوار دیدی؟

آیا تو هم با چشم ِ بـاز و خیس ِ از اشک
خواب کسی را روز و شب بـیـدار دیدی؟

رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟
بیـمار بـودی مثل ِمن ، بیمار دیــدی؟

حقـا که بـا مـن فــرق داری لااقـل تـو
او را که می خواهی خودت یک بـار دیدی

 


برچسب‌ها: شعر, عاشقانه

تاريخ : سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 | 20:5 | نویسنده : وحيد

 

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگر چه هیچ نذری عهده دار ِ وصل نیست
یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!

ساده ازمن «بی تو می میرم» گذشتی خوب من!
من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم

لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم!!


برچسب‌ها: شعر, عاشقانه

تاريخ : سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 | 20:1 | نویسنده : وحيد

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند

نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند


برچسب‌ها: شعر, عاشقانه

  • فصل زمستان
  • غاز